Sunday, August 20, 2006

اين وبلاگ به منظور نگارش افكار و عقايد بنده در باب مسائل و معضلات سياسي موجود درايران ايجاد شده است. نظرات و نوشته های موجود در این وبلاگ صرفا منعکس کننده عقاید شخصی بنده است ویقینا مبرا از خطا و اشتباه نمی باشد.همچنین در این وبلاگ بیانیه ها و مقالات احزاب , گروه ها و اشخاص چناچه از اهمیتی ویژه برخوردار باشد منعکس می گردد. .

Saturday, August 19, 2006

کودتای 28 مرداد

نمیدانم کودتای 28 مرداد 32 چه زمانی از یاد ملت ایران و به خصوص قشر روشنفکر ما خواهد رفت. متاسفانه بعد از گذشت بیش از 50 سال از ان رویداد روشنفکران ما با پیراهن عثمان کردن ان واقعه ژست مخالفت با امریکا را می گیرند.غافل از انکه اکثریت ملت ایران هیچ مشکلی با این کشور ندارند. ضمنا مردم و حکومت یاغی ژاپن در جنگ جهانی بیشترین اسیب را از امریکا دیده اند اما اینک بهترین روابط را با مردم و دولت امریکا دارند و نتیجه ان را نیز درشکوفا شدن اقتصادشان دیده اند.اما ما ایرانیان با گذشت بیش از 50 سال از ان واقعه باز هم در پی نبش قبر کردن ان رویداد هستیم و همینطور در جا میزنیم و این در حالی است که دولت پیشین امریکا رسما از ایرانیان به خاطر وقوع ان حادثه عذرخواهی کرده است با وجود این باز هم این کینه توزی های بی فایده ادامه پیدا میکند.

Friday, August 18, 2006

جمع اوری ماهواره ها

سران جمهوری اسلامی باز هم به جان دیش های ماهواره افتاده اند تا از این طریق بار دیگر به جهان و جهانیان ثابت کنند که در جلوگیری از انتشار جریان ازاد اطلاعات ثابت قدم هستند. اقایان حکومتی ظاهرا دیش های ماهواره را نیز برای کمک به مردم به اصطلاح مظلوم لبنان جمع اوری کرده اند. جای تاسف دارد که رژیم ایران مردم را از داشتن کوچکترین ازادی های اجتماعی محروم می کند اما باز هم صدای مخالفتی به گوش نمی رسد و اگر هم به گوش برسد اقدام عملی ای در پی ندارد. اخر بر سر این مردم چه امده. نمی دانم به چه دل بسته اند.جای سئوال دارد که در کجای تاریخ ایران مردم تا به این اندازه نسبت به حقوق اولیه خود بی تفاوت بوده اند. چگونه این جسارت ها به حریم شخصی را توجیه می کنند. تاسف بار تر انکه ظلم پذیری برای این مردم عادت شده است و این مسئله بسیار نگران کننده است

Thursday, July 20, 2006

اکبر گنجی از اوین تا واشنگطن

اکبر گنجی برای کثیری از ما ایرانیان چهره ای شناخته شده است. یکی از سمبل های مبارزات ازادیخواهانه ملت ایران و یکی از اسطوره های مقاومت البته با گذشته ای نه چندان مثبت. بنده به شخصه عادت ندارم گذشته منفی افراد را پیراهن عثمان کنم و یا ان را به مانند چماقی بر سر ان فرد بکوبم. گنجی هم همانند همه انسان ها گذشته مثبت و منفی دارد. به خاطر عملکرد نه چندان مثبتش در اوایل انقلاب انتقادات بسیاری به او وارد است.اما باید اذعان نمود که در ان برهه از زمان فقط گنجی و گنجی ها مرتکب اشتباه نشدند. ایا همین پدران و مادران و یا دوستان و اشنایان ما نبودند که در جریان قتل عام های فجیع اوایل انقلاب و همچنین سال 67 سکوت کردند و بدون انجام فعالیت و یا اعتراضی صرفا نظاره گر ان جنایات بودند؟ همه انها اگر نه بیشتر از گنجی بلکه لا اقل به اندازه او در وقایع ان دوران و پیامد های مصیبت بارش مقصرند. اما ظاهرا ما از یاد برده ایم که انسان ها به طور مستمر و مکرر در حال تغییر و تحول چه از نظر جسمی و چه در نحوه نگرش نسبت به مسائل می باشند. به باور من گذشته افراد را نمی توان ملاکی قطعی برای قضاوت اعمال و احوالات حال و اینده افراد در نظر گرفت. اعتقاد ندارم که با گذشته افراد باید منفعل برخورد کرد کما اینکه یک قاتل را به خاطر ارتکاب قتل در گذشته می توان با همان شدت و حدت اولیه مجازات کرد. اما بحث بحث دیگری است. گنجی اگر هم گناهی مرتکب شده تاوانش را در حبس 6 ساله پرداخته است. عملکرد گنجی را با همین استدلال توجیه کنیم و همیشه سعی در جذب افراد و نه دفع ان ها داشته باشیم. قصد ندارم در موضع یک ناصح ظاهر شوم.بنده به شخصه همواره با موضع احتیاط نسبت به گنجی می نگرم .نه به واسطه گذشته اش بلکه طبق همان اصلی که سیاست را بی اصل و نسب خطاب می کند. می دانیم اکبر گنجی پس از پشت سر گذاشتن قریب 6 سال به تازگی از زندان ازاد شد و به دلیل مقاومت های کم نظیرش در دفاع از ارمان ها و اهداف ازادیخواهانه اش مورد تقدیر روشنفکران و مقامات رسمی و غیر رسمی کشورهای اروپایی و امریکایی قرار گرفته و چندی است که در ان سوی مرزها به سر می برد. صحبت های ایشان را در صدای امریکا شنیدم. حقیقتا هیچ مشکلی در ان ندیدم. گنجی بسیار منطقی می نمود و سخنانش بر پایه همان ایده ال ها و ارمان هایی بود که به خاطرشان 6 سال حبس کشید. در این مصاحبه گنجی بار دیگر مخالفت خود را با رژیم جمهوری اسلامی تکرار نمود و و اذعان کرد که نه دین دولتی می خواهد و نه دولت دینی. و البته تمایل خود به یک جمهوری تمام عیار را نیز پنهان نکرد. ضمنا او یاداور شد که تعین نوع نظام اینده به عهده ملت ایران است و او به ارا ملت هر چند مخالف تمکین خواهد نمود. در این گفتگو گنجی همان گنجی بود که انتظار ان را داشتیم. بنده تا زمانی که صحبت های دکتر عبدالستار دوشوکی را از رادیو صدای ایران نشنیده بودم شدیدا از گنجی و افکار و عقایدش دفاع می کردم. اما وقتی صحبت های دکتر دوشوکی که در صداقتش هیچ شک وشبهه ای وجود ندارد را شنیدم متوجه شدم که در مورد گنجی کمی زود قضاوت کرده ام. ظاهرا اقای گنجی در سفر به لندن با خواست خود و یا با سفارش همراهانش چندان در پی دیالوگ با وطن پرستانی نظیر اقای دوشوکی و دیگر چهره های شناخته شده اپوزوسیون نبودند و اینطور که شواهد امر پیداست ایشان نیز به مانند دوستان اصلاح طلبشان چندان در پی دیالوگ با غیر خودی ها نبودند .البته از اقای گنجی نقل قول های دیگر هم شده است که جای سئوال بسیار دارد اما خوشبختانه ما جزء ان دسته از افراد نیستیم که اشخاص را ابتدا به عرش برده و با دیدن کوچکترین نقصی از عرش به فرش بکوبیم. به قول اقای دکتر دوشوکی شاید انتظارات ما از اقای گنجی خیلی فراتر ازان چیزی بود که حقیقت داشت و در واقع ایراد بر ما وارد است و نه شخص اقای گنجی . با تمامی این تفاسیر او برای ما همچنان گنجی است. ودر عین حال که از او قاطعانه دفاع می کنیم کمی در گفتارمان احتیاط را توام می کنیم. او با تمامی اختلاف نظر ها بسیار قابل احترام است. 6 سال از بهترین دوران حیاتش را در زندان گذارند حال انکه ما تحمل یک روزش را نداریم .

مصاحبه خیالی با اکبر گنجی

اقای گنجی ایا به راستی ابروی اسلام عزیز٫اسلام مظلوم اولویت مبارزات ماست که شما در مصاحبه های خود در صدای امریکا و بی بی سی به سختی از ابروی اسلام دموکراتیک دفاع کردید و یاداور شدید در کنار اسلام دموکراتیک سروش ها و شبستری ها غرب به بزرگنمایی اسلام متحجر مللا عمر ها می پردازد و شما وظیفه خود می دانید که رفع این سوﺀ تفاهم کنید.اما من می گویم اقای گنجی ابرو و عزت اسلام و هر دین و مکتب مدعی معنویت بستگی مستقیم به عملکرد پیروان ان دین و مکتب دارد. بر فرض که شما جهانیان را از رﺃفت و عطوفت اسلامی از نوع اقای منتظری اگاه کردید با مهرورزی احمدی نژاد و کینه توزی های خمینی و سر بریدن های تلوزیونی القاعده و ابو مصعب الزرقاوی چه میکنید؟اقای گنجی حال که در حد و اندازه و قواره یک پیام اور ظاهر شده اید ایا منطقی تر٫ منصفانه تر٫ اصولی تر و ضروری تر نبود تا پیام هزازان هزار کودک گرسنه٫ پدر شرمنده و مادر مستأصل ایرانی را به گوش جهانیان و دولت های جهان می رساندید که بیایند ودست از حمایت و سازش با حکوت جمهوری اسلامی بردارند و راستی راستی جانب ملت ایران را بگیرند؟ اقای گنجی چرا از این فرصت بهره نمی گیرید و از دولت های اروپایی خواستار قطع روابط سیاسی با حکومت جمهوری اسلامی نمی شوید؟اقای گنجی راستی در مورد خمینی چه نظری دارید؟ صد البته این پرسش در شرایطی که شما در ان به سر می برید خردمندانه و منصفانه نیست. باید یادم باشد همسر٫ فرزندان و خانواده شما در ایران هستند و خود شما هم قصد بازگشت به ایران را دارید پس پرسشم را پس می گیرم. اقای گنجی عزیز در شرایطی که شما دارید شرط عقل است که در ارتباط با خمینی و عملکرد ایران بر باد ده و جنایات دهشتناک و بیداد گری های بی حد و حصرش در حق مردم ایران٫ جوانان ایران و اقوام ایران سکوت کنید و اظهار نظر و داوری در باره او را به اینده واگذار کنید. اما اگر هنوز در وجدان و در ته دل خود به او باور دارید٫ او را مراد و مرشد خود٫ او را رهبر کبیر و قائد عظیم الشأن انقلاب اسلامی و ملت ایران می شناسید و این اعتقاد را از مردم ایران و از همه کسانی که انان را به اعتصاب غذا فرا خوانده اید پنهان و کتمان می کنید به باور من اقای گنجی کار درستی نمی کنید.به عبارتی ساده تر شما هم می توانید همانند میلیون ها ایرانی که باور دارند خمینی مرد زشت کار٫ زشت اندیش و جلاد عقب مانده ای بیش نبود ساکت بمانید و اظهار نظر در مورد او را به هنگام فروپاشی میراث دارانش موکول کنید.اما ایا منصفانه و جوانمردانه است اگر خمینی و میراث شومش را باورمندید تقیه کنید و مردم را از داشتن چنین عقیده ای بی خبر بگذارید؟اقای گنجی ایا می پذیرید که کشتار هزاران زندانی سیاسی ایران به فرمان ان جلاد جنایتی بیش نبوده است؟ و همه انهایی که در جریان ان کشتار در ان ایام شوم بودند و سکوت کردند اعم از روزنامه نویس ها٫ وکلای مجلس٫ وزیران٫ سران احزاب و اعضای انها که میدانستند که چه می گذرد و می دانستند که در ان شب ها در اوین٫ گوهردشت٫ در اصفهان و شیراز چه اتفاقی در حال رخ دادن است با وجود این روزه سکوت در پیش گرفته و دم بر نیاوردند و فریاد اعتراضی سر ندادند ایا قبول دارید این افراد به نوعی شریک در این جنایات سهمگین بوده اند یا اینکه عقیده دیگری دارید؟ایا قبول دارید باید در فردای ازادی ایران در ان محاکم به قول شما جبران کننده اعتراف و بخشش حداقل محاکمه شوند؟اقای گنجی ایا ان دسته از هموطنان که شما را متهم میکنند که در پی بازگرداندن اقتدار دوباره همان کسان٫ همان شاهدان ان جنایت ها مثلا برادران خاتمی٫ بهزاد نبوی ها٫ ابراهیم یزدی ها و سعید حجاریان ها کوشش وتلاش میکنید حقیقت را می گویند ؟و یا انکه حداقل کمی از حقیقت را بیان می کنند؟ شما راستی راستی در پی ان هستید که اصلاح طلبان دوباره در ایران به قدرت برسند یا کاملا ان را انکار می کنید؟اقای گنجی ایا به راستی خواهان جدایی دین از حکومت هستید؟ که در ان صورت معنی این حرف این است که در اینده ایران بر اساس قانون اساسی هیچ گروه و حزب اسلامگرا و یا دین گرای طرفدار دخالت دین در حوزه دولت اجازه شکل گیری نخواهد داشت ایا به این اعتقاد دارید یا اینکه به بهانه اعمال دموکراسی همه اسلامگرایان از دریچه تحذب و ازادی فعالیت های سیاسی می توانند باز هم در پی کسب قدرت باشند؟ایا قبول دارید پرهیز و اجتناب شما از بر قرای دیالوگ و گفتگو با طرفداران مشروطه پادشاهی ادامه همان سیاست خودی و غیر خودی و انکار شعار ایران برای همه ایرانیان است؟اقای گنجی فرصت کم نظیر و کم سابقه ای نصیب شما شده است. یک ازادیخواه٫ یک مبارز سرسخت که در زندان یک حکومت خودکامه برای تحقق اهداف متعالی سیاسی خود ایستادگی کرده و تا پای مرگ پیش رفته و سرانجام تبدیل به یک قهرمان و نماد ملی شده است. اما اقای گنجی فراموش نکن که عباس امیر انتظام 27 سال در همان زندانی بود که شما 6 سال در ان بودید.در ان زندان به پیری و کهولت رسید.محمدی ها در همین زندان جسم شان فرسوده و معلول شد.طبرزدی در همین زندان بیش از سی و چند روز در اعتصاب غذا به سر برد. البته بخت بد ان ها این بود که یارانشان در حکومت وزیر و وکیل نبودند. دفتر تحکیم وحدت و حزب مشارکت و کمسیون حقوق بشر مجلس اصلاحات و حتی همین دوست بزرگوار شما اقای موسوی خویینی ها و تشکیلاتش چندان کاری به کارش نداشتند.ان ها را با ان همه جار و جنجالی که در مورد شما به راه افتاده بود به بیمارستان نبردند.پشت در بیمارستان کسی برایشان مراسم دعا و نیایش برپا نکرد. ان هم دلی گروهی که با همسر شما٫ با مادر شما و با فرزندان شما به عمل امد کسی با مادر طبرزدی ومحمدی و کیانوش سنجری نکرد و تازه اقای گنجی بسیاری از این زندانیان که هر کدامشان بالقوه می توانستند قهرمانی و نمادی و در واقع گنجی دیگری باشند حتی نامشان شنیده نشد و در گمنامی محض شکنجه شدند و اعدام گردیده واینک در زیر خاک خفته اند.و شما که جان سالم به در بردید و به این جایگاه رفیع البته به شایستگی دست یافته اید به باور من رسالتی فراتر از در نظر گرفتن مصالح اصلاح طلبان و ابروی اسلام عزیز و مظلوم دارید.اقای گنجی شما گفته اید که خواهان برچیدن حکومت جمهوری اسلامی هستید.من تردیدی ندارم که در مورد این ادعا صادق اید اما از جنابعالی می پرسم اگر جنابعالی خواستار بر چیدن این حکومت هستید چگونه نزدیکترین همراهان شما کسانی چون هوشنگ امیر احمدی و فرخ نگهدار و از این قماش اند که بار های بار و به کرات و صریحا اعلام کرده اند٫ نوشته اند و مصاحبه کرده اند که از مدافعین جمهوری اسلامی هستند و با براندازی که مد نظر شماست مخالفند و تنها اقدام جایزسیاسی از نظر انها اصلاح همین رژیم است و بس. متوجه نمی شوم اقای گنجی چرا با فرخ نگهدار اری و با عبدالستار دوشوکی نه.با هوشنگ امیر احمدی اری و با دکتر شاهین فاطمی نه. با شیرین عبادی و ملیحه محمدی اری با رویا طلوعی و نیلوفر بیضایی نه.این چگونه است؟ ایمان دارم که طرح این مباحث فقط و فقط اب به اسیاب جمهوری اسلامی ریختن است.اما دست بر قضا و از بخت بد یا بخت خوب شما در جایگاهی قرار گرفته اید که اهمیت دارد که ما بدانیم در دل و وجدان شما چه می گذرد.نیات اصلی شما چیست. شما به کجا میروید.اگاهید یا نااگاهید. ما را به کجا می خواهید ببرید؟یادتان نرود خیلی دور نیست که در ان بلوای شوم٫ در ان رخداد شوم هنگامی که ان مرد رذل دروغگو زیر درخت در نوفل لشاتو نشسته بود ما نپرسیدیم و کنجکاوی نکردیم و دقت به خرج ندادیم. سرنوشت میهنمان را شوخی و بازی پنداشتیم و این است حاصل ان سستی و بی دقتی. در پایان یاداور می شوم از این پس نه در مورد جنابعالی که در همه موارد ناگزیریم بپرسیم.ای کاش پاسخم را می دادید .

Wednesday, April 23, 2003

شما و صدای امریکا

نمیدانم مخالفت های بیهوده با سیاست های امریکا در خاور میانه به چه منظور است. متاسفانه صدای این مخالفت ها که گهگاه از سوی ایرانیان نیز به گوش می رسد این نکته را در ذهن ها تداعی می کند که جهان امروز و فی الواقع مردم و دولت های حال حاضر جهان تاب تحمل قدرتی بالاتر از قدرت خود را ندارند و متاسفانه باید اذعان نمود که نسبت به این کشور کم نقص در اکثر زمینه ها٫ حسادت می ورزند. در گوشه گوشه دنیا روزانه هزاران نفر بر اثر جنگ های قبیله ای و حزبی و همینطور درگیری های خارجی کشته می شوند . کشورهایی مانند فرانسه همچنان در حال استعمار قاره افریقا هستند اما صدای مخالفت و اعتراضی به گوش نمی رسد.بالعکس هر جا که امریکا در ان قدم می گذارد تمام افکار مردم دنیا به ان سو معطوف می شود. متاسفانه مردم حال حاضر دنیا ریز و درشت سیاست های امریکا و فقط امریکا را زیر ذره بین نهاده اند بلکه بتوانند نقصی در ان بیابند و از این طریق کمبود و عقب ماندگی خود را توجیه کنند . در برنامه اخیر میزگردی با شما موافقان و مخالفان سیاست های امریکا نظراتشان را مطرح کردند. شاید تحلیل این نظرات امر زیاد جالبی نباشد. اما در این برنامه شنونده ای این سئوال تکراری را مطرح نمود که امریکا که خود از حقوق بشر دم میزند پس چرا در جنگ جهانی از سلاح اتمی بر ضد ژاپنیها استفاده کرد و فرمودند که این عمل نقض حقوق بشرست. میهمان گرامی برنامه شما به این سئوال پاسخی نداند. اما من می خواستم نکته ای را به این شنونده متذکر شوم. اولا امریکا مدینه فاضله نیست و قطعا مانند همه کشورها اشتباهاتی در اتخاذ سیاست های داخلی و خارجی دارد. اما باید به ایشان متذکر شد که برادر من ایراد گرفتن از کشوری که مردمش بیش از یک قرن برای نهادینه کردن ازادی و دموکراسی و همچنین پیشرفت تلاش کرده اند چه دردی را از ما دوا می کند؟ ایا باعث پیشرفت کشور ما میشود؟مسلما هیچ انسان عاقلی بر استفاده امریکا از بمب اتمی بر ضد مردم هیروشیما و ناکازاکی صحه نمی گذارد اما اگر بناست که حقایق تاریخی را نبش قبر کنیم چه بهتر که چنین وقایع تاریخی را به طور کامل مطالعه کنیم. باید به شما یاداوری کنم که در ان روزگاران مردم ژاپن دارای حکومتی یاغی و متجاوز بودند. فجایعی که این کشور در چین و به خصوص کره بوجود اورد هنوز از یاد مردمان ان کشور ها نرفته است. در ان برهه از زمان در حالی که اکثر کشورهای درگیر در جنگ ترک مخاصمه کرده بودند ژاپنیها با عملیات های انتحاری خود به هیچ وجه مایل به اتمام جنگ نبودند و اگر امریکا دست به چنین اقدامی نمی زد چه بسا جنگ ده ها سال دیگر نیز طول می کشید و میلیون ها انسان بی گناه دیگر کشته می شدند. ضمنا همین کشور مورد انتقاد شما همین حکومت یاغی را با کمک مردمش به قطب دوم اقتصاد جهان تبدیل کرد و اینک ژاپنیها متحد اصلی امریکا در جهان محسوب می شوند. و مردم و دولت این کشور نیز دارای بهترین روابط با مردم و دولت امریکا می باشند. حال چرا ما کاسه داغ تر از اش می شویم سئوالی است که این شنونده گرامی باید پاسخگو باشند.

Monday, March 24, 2003

جنگ امریکا و عراق

سردمداران جمهوری اسلامی از اوضاع حاکم در منطقه دچار هراس وصف ناپذیری شده اند و اثار ان در رادیو و تلویزیون رژیم و صحبت های سران این حکومت به وضوح دیده می شود. حکومتی که در فاسد بودن و انجام اعمال غیر انسانی سر امد همه حکومت های فاسد و ضد بشری دنیاست. حکومتی که بزرگترین مقام سیاسی مذهبی اش در سال هایی نه چندان دور جنگ را رحمت می دانست اکنون به نظامی صلح دوست تبدیل شده است و قلبش به ظاهر برای مردم عراق می تپد. مردمی را که جدیدا ان ها را مسلمان خطاب می کند . در حالی تنها هدفش تحریک احساسات مردم ایران است. در این چند روزی که از اغاز حمله امریکا به عراق می گذرد صدا و سیمای جمهوری اسلامی با دادن خبر های مغرضانه و یکطرفه به گمان خود مردم را در جریان مسائل جنگ قرار می دهد و جالب انکه در این مدت٫ اندک سانسور خبری توسط امریکا را که به دلیل درگیر بودن این کشور به عنوان یک طرف مخاصمه کاملا طبیعی به نظر می رسد بسیار بزرگ جلوه می کند و این در حالی است که این حکومت سال هاست که با سانسور خبری و دادن خبرهای کذب و ناقص باعث شده است که مردم برای با خبر شدن از اخبار حقیقی به رادیو و تلوزیون های فارسی در برون مرز و همینطور سایر رسانه های خارج از کشور پناه ببرند. جای بسی تاسف وتامل دارد که به چه منظور مردم کشور های جهان تا به این اندازه تظاهرات ضد جنگ انجام می دهند. نمی دانم ایا ان ها در کشورشان رهبر یا ریس جمهور دیکتاتور پیشه و جنایتکار داشته اند ؟ نمی دانم اگراین مردم صلح دوست در ایران و عراق زندگی می کردند باز هم دست به تظاهرات می زدند. ان ها بعضا در اوج رفاه و بدون دغدغه های گوناگون وارد خیابان می شوند و بر علیه جنگ شعار می دهند. دولت های اروپایی از جمله فرانسه و المان و روسیه نیز که ادعای صلح دوستی کرده و از مواضع امریکا انتقاد می کنند و ادعا می کنند که با این اقدام امریکا سازمان ملل مشروعیت خود را از دست داده است زمانی که عراق جنگ را به ایران تحمیل کرد کجا بودند؟ ایا در ان زمان انسانی کشته نمی شد و ایا در ان برهه از زمان مشروعیت سازمان ملل زیر سئوال نرفته بود؟ این مواضع متغیر در این چند سال اخیر چه مفهومی دارد؟ اکثریت مردم رنج کشیده ایران و عراق می دانند که ماهیت شما به ظاهر صلح دوستان چیست. امروزه زمان حرف و شعار به پایان رسیده است و قدرت کشورها به علم و عمل ان ها بستگی دارد. اگر امروز در کشور ما قریب چهل درصداز مردم بی سواد نبودند وضعیت کشورمان اینچنین اشفته و بی ثبات نبود. متاسفانه کشور ما برای تبدیل شدن به کشوری دموکراتیک از این بعد قضیه یعنی نداشتن اگاهی و بینش صحیح مردم صدمه بسیاری دیده است و یقینا یکی از علل عدم اتحاد مردم در برابر این رژیم منفور نداشتن همین بینش و اگاهی است و اگر چنین نبود این حکومت با دست اویز قرار دادن دین همه گونه جنایتی را انجام نمی داد و نمی توانست از دین استفاده ابزاری کند. این حکومت با سو استفاده از کمبود اگاهی مردم و در این اشفته بازار همه افکار را به سوی جنگ بین امریکا و عراق سوق داده است و خود به جنایاتش ادامه می دهد. در این بین باید متذکر شد جنگی را که ما 8 سال با عراق ادامه دادیم و علاوه بر اینکه هیچ نتیجه ای از ان نگرفتیم دچار خسارت های مادی و معنوی بسیاری نیز شدیم کشور ایالات متحده همان جنگ را با توسل به تکنولوژی بالای نظامی خود در کمتر از یک ماه به پایان رساند. می خواهم بدانم ایا این کشور تکنولوژی نظامی اش را هر چند زیان بار یک شبه به دست اورده است؟ متاسفانه اکثر کشور های مسلمان که با سیاست های امریکا سر ناسازگاری دارند به جای انکه انرژی خود را صرف پیشرفت در زمینه های علمی کنند با سلاح شعار به مخالفت با یک ابر قدرت می پردازند و همین طور در جا می زنند و با دل بستن به احکامی مانند جهاد قصد دارند عقب ماندگی خود را توجیه کنند. حال انکه پیامبر اسلام در باره علم تو صیه های بسیاری به مسلمانان کرده است که اکثریت انها از پرداختن به این مسئله غافلند و به جای انکه علم و عمل را سرلوحه کار خویش قرار دهند جهاد و عملیات انتحاری را که هیچ نتیجه ای جز گرفتاری و عقب ماندگی بیشتر برای ان ها در پی ندارد را در دستور کار خود قرار داده اند. مسلمانان به باور من می توانند با ایجاد یک رنسانس جدید و در سایه یک حکومت مردمی به پیشرفت و تکنولوژی دست پیدا کنند و به جای انکه کشور های قدرتمند را با حرف و شعار به زیر بکشند با یک برنامه بلند مدت خود به ان ها برسند.